ماشينهاي افست ديجيتال يا DI در بازار چاپ ورقي سهم مهمي را از آن خود نكردهاند. گراني مواد اوليه و قيمت بالاي تكنولوژي ميتواند تصميمگيري براي دستاندركاران افست در اين عرصه را دشوار سازد. نگاهي به بازار گوياي همين امر است.
با وجود اينكه پانزده سال از شروع ماجرا ميگذرد، تنها 2000 ماشين DI در سراسر دنيا نصب شده است. گذاشتن چند هد CTP بر روي يك ماشين چاپ، گران تمام ميشود و اگر يكي از سيستمهاي تصويرگذاري از كار بيفتد، زمان هدر رفته به خاطر توقف ماشين و تعمير آن بسيار زياد خواهد بود.
هدف همه تكنولوژيهاي سنتي، استفاده از زينك بند اتوماتيك براي كاهش زمان تعويض كار بوده است. داشتن يك پليتستر هم متضمن مزايايي براي ظهور سريع پليت حتي براي چند ماشين چاپ است.
بنابراين به نظر ميرسد داشتن يك پليتستر و استفاده از ماشينهاي افست معمولي موجهتر از بهكارگيري ماشين افست ديجيتال يا DI باشد. اين روند تنها در صورتي تغيير خواهد كرد كه در ماشينهاي DI از زينكها بتوان براي كارهاي جديد استفاده كرد.
پليتهاي چندبار مصرف ميتوانند اقتصاد عرصه DI را تغيير داده و آن را به مرحله ديگر ارتقا دهند.
نخستين سيستم چاپ افست مبتني بر پليت چندبار مصرف، دايكووب مانرولند بود كه از سيلندرهاي غلافي (اسليو) ظاهر شده استفاده ميكرد كه قابل پاك شدن و استفاده مجدد بود.
سيستم تصويرگذاري گرانقيمت است و مانرولند آن را براي افست ورقي طراحي نكرده است، دايكووب يك ماشين چاپ رول است.
پليتهاي چندبار مصرف محصول ميتسوبيشي (RPS) ميتوانند چندبار پاك شده و تصويرگذاري مجدد شوند و در افستهاي معمولي با استفاده از غلاف المينيومي با پوشش لايه پليمر مورد استفاده قرار گيرند.
پس از هر چاپ فيلم پليمر شسته شده و مجدداً براي استفاده بعدي پوشش داده ميشود. از اسليوها ميتوان 20 بار استفاده كرد و تا تيراژ 100 هزار نسخه جواب گرفت.
انتخاب تكنولوژيها
سه تكنولوژي در عرصه پليتهاي چندبار مصرف در حال رقابت هستند:
- سراميكهاي فرو الكتريك كه از شارژ الكتريكي استفاده ميكنند تا آرايه مغناطيسي مواد را تغيير دهند.
نقاط مركبپذير توسط جذب الكترومغناطيسي ايجاد ميشوند و در همين حال حالت خود را با سرعت چاپ افست، حفظ ميكنند.
- تكنولوژي ترمال (حرارتي) كه بر اثر حرارت خاصيت دفع مركب و يا دفع محلول آب افست پيدا ميكنند.
- پليمرهاي تغيير يابنده بر اين اساس عمل ميكنند كه با دريافت انرژي ضعيف به تغيير خواص شيميايي و فيزيكي مبادرت ميورزند. نحوه كار به اين صورت است كه نقاطي از اين پليمرها به نقاط چربي دوست و ضد چربي تبديل ميشوند (يعني مركب را يا به خود ميگيرند ويا دفع ميكنند) سپس دوباره پاك ميشوند، خشك ميشوند و بار ديگر قابل ظاهر شدن هستند.
كرئو كداك از تكنولوژي چاپ افست ديجيتال بدون پليت بهره ميبرد كه اين فرايند را دربرميگيرد. سطح سيلندر قابل استفاده مجدد، از طريق حذف تصاوير قبلي و استفاده دوباره از يك پوشش از مواد حساس كه با تصويرگذاري ليزري براي چاپ معمولي آماده ميشود.
ميتوان سطح سيلندر را بهطور مستقيم اسپري كرد، اما طراحان ماشينهاي چاپ معتقدند بهتر است به جاي حساس كردن سيلندر از سطوح قابل تعويض استفاده شود تا سطح سيلندر خراش برندارد. آنها بر اين باورند كه تعويضها بايد هفتگي صورت بگيرند اين كار براي فرم 5/4 ورقي تنها چهار دقيقه وقت كفايت ميگيرد.
اگرچه اين تكنولوژي از سال 2000 به ميدان آمده اما كماكان از جنبه تجاري چشمانداز روشني ندارد و اين امر در مورد كداك به عنوان يگانه پيشتاز عرضه زينكهاي يك بار مصرف هم صدق ميكند.
آگفا هم Litespeed را دارد. در اين مورد، سطح پليت يا سيلندر اسپري ميشود و تصويرگذاري با يك منبع حرارتي صورت ميگيرد. پروسه مزبور در Litespeed با پاك شدن مناطق بدون تصوير پليت توسط سيستم مركب، به پايان ميرسد.
اين تكنولوژي براي چاپكاران پيامهاي نويددهندهاي دارد. صنعت افست ميتواند از پايين آمدن هزينهها و از كاهش زمان آمادهسازي كه سيستمهاي پليتهاي چندبار مصرف به وجود ميآورند، بهرهمند شود.
تصويرگذاري براي يك ماشين 5/4 ورقي، كمتر از يك دقيقه زمان خواهد برد. تميز كردن،كوتينگ و چرخه خشك كردن توسط سسيتمهاي شستشوي لاستيك و سيلندر دنبال ميشود و اگر از دادههاي JDF استفاده شود، زمان تعويض كار به كمتر از پنج دقيقه خواهد رسيد.
يك مزيت بزرگ ديگر در اين زمينه توان عرضهكنندگان در ايجاد تغييرات اساسي در تجهيزات موجود ماشينهاي ورقي و افست رول معمولي است كه باعث ميشود بقاي ماشينهاي افست بلندمدتتر شود. يك تغيير اساسي در يك ماشين ورقي هشت رنگ انجام شد كه تا 75% زمان آمادهسازي را كاهش داد.
تنظيمهاي پنج دقيقهاي باعث شده است تا بتوان كارهاي بيشتري را چاپ كرد و اين امر در مورد كاهش زمان چاپ بسيار مؤثر است.
تكنولوژي DI با وضعيت كنوني ظرف چند سال آينده به بنبست ميرسد مگر اينكه به مكمل يك ساختار يكپارچه كامپيوتري اتوماتيك تبديل ميشود كه زينكهايش قابل استفاده مجدد باشد.
تكنولوژي تصويرگذاري
ماشينهاي DI از همان زمان تولد خود در سال 1991 حالت يك تكنولوژي خاص را داشتهاند. ماشينهاي DI نتوانستهاند به وعدههاي خود عمل كنند. آنها هم در فرمت محدوديت داشتند و هم از نظر تعداد رنگ از خود انعطاف نداشتند. (زيرا تنها بهصورت چهاررنگ قابل استفادهاند.)
تصميم هايدلبرگ در كنار گذاشتن DI ميتواند حكم طنين ناقوس مرگ را براي اين تكنولوژي داشته باشد، اما هنوز نوري در انتهاي تونل به چشم ميخورد و آن استفاده از پليتهاي چندبار مصرف است.
- تصويرگذاري مجدد در دايكووب مانرولند روي ماشين چاپ ولي روي پليتهاي RPS ميتسوبيشي بيرون ماشين چاپ صورت ميگيرد. آگفا و كرئو هم كارهايي در اين زمينه انجام دادهاند كه هنوز فاش نشده و جنبه تجاري به خود نگرفته است.
- تقويت تكنولوژي ميتواند تأثيرات عميقي بر رقابتها داشته باشد و موضع افست را رقابتيتر كند، كمااينكه تغييرات اساسي هم بر روي ماشينهاي موجود نقش بهسزايي در بالا بردن فرآوريها خواهد داشت.
- اما در مورد موفقيت اختصاصي پليتهاي چندبار مصرف هم شك و ترديدهايي وجود دارد. اين شك و ترديدها بهطور عمده در ميان سازندگان پليتهاي حساس به چشم ميخورد. به نظر ميرسد كه عامل اصلي تحقق موفقيت در اين زمينه، وابسته به استراتژي سازندگان پليتها باشد. اين موفقيت هنگامي بيشتر تضمين خواهد شدكه ساخت زينكها بهدست توليدكنندگان تجهيزات تصويرگذاري بيفتد. در آن صورت مصرف پليتها كمتر خواهد شد، اما هزينه آنها به طرز معناداري براي آنكه هم استفادهكنندگان و هم عرضهكنندگان سود ببرند، بالاتر خواهد رفت.